الشيخ علي المشكيني

122

كشكول حكمت (فارسى)

الأطول ، و الناصع الحسب في ذروة الكاهل الأعبل ، و الثابت القدم على زحاليفها في الزمن الأول . جواب : صلّ اللّهمّ على الدليل إليك في الليل الأليل ؛ يعنى پروردگارا درود بفرست بر كسى كه در شب اليل ، دليل و راهنما به سوى تو بُوَد . شب اليل ، يعنى : شب طولانى و بسيار ظلمانى و اين‌جا كنايه از بقيهء عصر طولانى جاهليت است ، كه مقارن با ايّام بعثت بود و به ظهور و بعثت او خاتمه يافت و مبدّل به نور اسلام شد . « و الماسك من أسبابك بحبل الشرف الأطول ؛ يعنى و كسى كه از اسباب و وسايل ارتباط و اتّصال به تو ، به ريسمانِ بسيار طولانى از شرف چنگ زده بود . مراد از حبل ، نبوّت و يا كتاب اوست كه هر دو شريف‌ترين وسيلهء ارتباط و اتّصال به حق و طولانىترين آنهاست ؛ زيرا منصب نبوّت از زمان جعل و انشا ، تا آخر دنيا براى او باقى است و همانند پيامبران پيش از خود نيست و كمالات ذاتى او نيز كه منشأ جعل نبوّت است - در دنيا و پس از آن در عالم آخرت ابديت دارد و كتاب او نيز در دنيا غير منسوخ است و در آخرت نيز باقى و در صحنه‌هاى سير اخروى بشر تا ابد همراه اوست . « و الناصع الحسب في ذروة الكاهل الأعبل » و كسى كه داراى حسب خالص ، يعنى : شرافت ذات و افتخارات قبيله‌اى ناب است . و ذروة : ارتفاع و مرتفع ؛ و كاهل اعبل : دوش ضخيم و مستحكم . و مراد اين كه شرافت و افتخارات او بر بلنداى دوش مستحكم انسانيّت است . « و الثابت القدم على زحاليفها في الزمن الأوّل » زحاليف ( جمع زُحلوفه ) : لغزشگاه ؛ و زمن اوّل : ايّام پيش از نبوّت است ؛ يعنى و كسى كه داراى قدم ثابت و استوار در لغزشگاه‌هاى جاهليت ، پيش از زمان نبوّت بود و مراد اين كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ، در چهل سال از مدّت عمرش ، كه حداقل بيست و پنج سال آن زمان جوانى و پس بلوغ بود ، با عدم تلقّى كتاب و شريعت از مبدء اعلى ،